کل نماهای صفحه

شمارشگر

free counters

صفحات

ه‍.ش. ۱۳۸۹ آبان ۱۶, یکشنبه

اسم از نظر جنسیت از بند های 124 تا 127 کتاب پوبل

  نوشته  ارنو پوبل " زمینه های دستور زبان سومری" بند های 124 تا 127، ترجمه فریدون عباسی از زبان آلمانی
اسم از نظر جنسیت


124- الف- از نظر کلی جنسیت اسم از نظر دستوری در زبان سومری شناخته نشده است. ولی جنسیت اسم بطور جزئی وبعنوان مفهوم بخشی از جمله در شیوه کاربرد عبارت مشخص میگردد. مثال :dingir بمعنی " خدا" و"آلهه" ؛ یا dam بمعنی" زوج " و " زوجه" ؛ یا dumu بمعنی " کودک" ، " پسر" و" دختر" ؛ یا ibila بمعنی " ورثه( مذکر ومونث)" ؛ یا dub-sar بمعنی " کاتب (مرد یا زن)" ؛ یا di-ku5 بمعنی " قاضی ( مرد یا زن)" ؛ یا pa‹ar بمعنی " فخار و سفالگر( مرد یا زن) قابل ذکر میباشند.

وبرعکس lú بمعنی " مرد" و geme بمعنی " زن " ؛ یا guru$ بمعنی " مرد ، مرد جوان" ؛ یا kisikil بمعنی " زن ، زوجه ، خادمه " ؛ یا ara(d),aru(d), uru(d), مانند eri(d) بمعنی " برده" وgéme بمعنی " کنیز ، خادمه" ، یا adda,abba, â(d) وā بمعنی "پدر" و ama, éme وumme بمعنی " مادر" ؛ یا $e$ بمعنی " برادر" و SAL+KU بمعنی " خواهر" ؛ یا áma بمعنی "گاومیش نر" و $ilam بمعنی " گاومیش ماده" ؛ یا gû(d) بمعنی " گاو نر" و áb بمعنی " گاوماده" در کتیبه از نظر جنسیت مشخص شده اند.

125- ب – در سایر موارد جنسیت اسم معمولا با توجه به مفهوم عبارت سومری با کلماتی نظیر NITA بمعنی " مذکر، مرد، نر" ، و مشابه آنSAL بمعنی " ماده ، زن ، مونث" برای انسان وحیوان نشان داده میشود.

مثال: [ƒ§UL-PA-è]
§U dambi NITA در اینجا ƒ§UL-PA-è از نظر جنسیت همان مفهوم " شوهر، مرد ومذکر" را دارد، در سطر42 ستون 1مجموعه CT 24, 12 ؛ یا ƒDamgalnunna
ƒDamkina, dam-bi SAL که Damgalnunna= Damkina است ، از نظر جنسیت مفهوم " زوجه ، زن، ومونث " را دارد. سطر53 ستون 2 مجموعه CT 24, 12 .

اگر دقت شود، در اینجا کلمات NITA وSAL بشکل کلمات مرکب dam-NITA وdam-SAL آورده نشده اند. در حالیکه کلمات DUMU-NITA بمعنی " پسر" وDUMU-SAL بمعنی "دختر" ترکیب مستقل دارند. یعنی خط نگاری آنها اندیشه نگار ویژه سومری برای کلمات "پسر" و" دختر" است. باوجود این ، قرائنی در دست است، که این اندیشه نگار ها به مفهوم " کودک" نیز بکار میروند. و ترکیبات دیگری نیز وجود دارد، که برای غیر انسان استفاده میشوند.

مثال:AN§U+NITA بمعنی "خرنر" با تلفظ dur ( سطر8 ردیف38177 مجموعه CT 12,31 BM ) وAN§U+SAL بمعنی " ماده خر" با تلفظ eme ( درسطر7 همان منبع) .

ومیتواند، معرف تمیز " اسب " و" مادیان" غیره هم باشد. واغلب بازهم بی تردید کلماتی مانند:

an$u-dur بمعنی " خرنر" و-eme an$u( eme=ama=éme بمعنی "مادر" ) بمعنی " خرکره دار، مادیان کره دار" دارد. که " ماده خر یا مادیان" خوانده میشوند.

علاوه بر آن نگارشهای مختلف an$u-NITA= (an$u-)d¥r بجای (an$u-)dû(r) هم وجود دارد. منبع سطر10 ستون 5 استوانه A از گودا ؛ یا(an$u-)dû(r) همان منبع سطر12 ستون6 ؛ یا (an$u-)dü-ùr سطر 18 ستون6 کتیبه استوانه B از گودا؛ یا-ùr (an$u-)dû در منبع 4R 18 Nr, 6 Sm 1708) Rs.1 ودر استوانه A سطر 20 ستون7 تنها dü-ùr آورده شده است. همچنین از سوی دیگر نگارش SALéme (=ama )-an$u… 1بمعنی " 1 مادخر .." در مجموعه RTC 19 سطر 1 ستون 1 وجود دارد.

126- کلمه dingir مانند dimmer بمعنی " خدا" هنگامیکه درعبارت به مفهوم" در پناه خدا " استفاده شود، از نظر جنسیت هر دو مفهوم " مذکر ومونث " را دارد. مثال: ama-ƒNinni وama-ƒNin بمعنی " الهه" معادل" ایشتار" الهه مادر" اکدی است. ( وعموما بمنظور در پناه خدا ی پدر یاالهه مادر بشریت استفاده میشود) . مثال: dimmer-ama-ƒNinni-bi بمعنی " خدا والهه او" منبعASK 14 Vs.13 ؛ یا dingir-ani وama-ƒNinn(i)-ani منبع مجموعه 4 R 7 111f ؛ همینطور باز هم کلمه dimmer ( نوشته شده بصورت dìm-me-ir! ) = ilu ! ، یا ama-ƒNinni برابر الهه اکدی ƒI$tar منبع 2 R 39 Nr. 23.4 در دوره حکومت گودا برای کلمه" الهه" معادل dingir-ama بمعنی " الهه مادر" استفاده میشد.

مثال: dingir-ZU en-ƒNingi$zida(k)-…-ám, dingir-ama-ZU ƒNinsunna-…-ám بمعنی " در پناه خدایش Ningi$zida" ، " در پناه الهه اش Ninsunna"استوانهB سطور 10و11ستون23 از گودا. اگر دقت شود قبلا تذکر داده شد که SALéme (=ama )-an$u… بمعنی " ماده خر، مادیان" است.



127- ج- مجموع یا جمع هر دو جنسیت( مذکر ومونث) ناچار هنگامیکه کلمات یا نشانه خاصی برای نشان دادن آنها نباشد، از طریق تکرارکلمات( معرف جنسیت ) مذکر ومونث جمله شکل میگیرد، که دارای مفهوم مجموع دو جنس است، ونشانگرانحصاری یک جنس نیست. ولی این جریان هنوزتنها شیوه کامل، جمع دو یا چند جنسیت نیست. ازاینرو اغلب تنها مفهوم جمع یا مجموع جنسیت را القاء می کند.

مثال: ama-a(ii)a بمعنی " پدر ومادر" ، " والدین" ؛ یا مثلا : 21 en,-ama-a(ii)a-Ann-ak-ene بمعنی " 21 (خدا والهه ) بزرگ ، پدر ومادر آنونا " در سطر 22 ستون1 مجموعه CT 24, 1 ؛ یا sag-geme-ara(d) بمعنی " خدمه " از نظر لغوی کنیز وغلام مورد نظر میباشد. منبع سطور3و8 ردیف 15 CT 19 ؛ یا àba-gû(d)-‹i-a ( با هجانگاری ab-ba-gû-‹a-a) بمعنی " گاوها" از نظر لفظی نر وماده ، منبع سطر3 ردیف 103RMANB (SAI 6656) ؛ یاa-siba-àba-gû(d)-‹il ( عبارت کامل در انتها قبل ازa دارای -$e? یا-ri? میباشد.) بمعنی " گاوچران ( چوپان گاوها)" منبع 5 R 1238a ؛ یا ¥-sï-‹i-a(=GANAM_UDU-‹i-a;(=us-su?-‹a-a) بمعنی " گوسفندان" منبعRMANB 10311 . ( SAI 7770)

اگر دقت شود دیده میشود که در این عبارت مجموع جنسیت ( نر وماده) برای گوسفندان مورد نظر است ، ونشانه انتهائی برای هر دوجنس آورده شده است.

توجه: لطفاً نشانه های  ‹=h، برای تلفظ " ه و خ" § و $ برای تلفظ " ش" و¥ = uو ƒ برای نشانه خدائی استفاده شود. شاد باشید.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ مرداد ۱۹, سه‌شنبه

اور نامو نخستین قانون گذار شناخته شده بشر

نخستین قانونگذار شناخته شده بشر


مجموعه قوانین اور نامو سر سلسله اور سوم



این مطالب ترجمه ای از سایت مرجع است. ولی چون تصویر داده شده از کتیبه قابل خواندن نیست، و متاسفانه هنوز نتوانسته ام ، تصویری قابل استفاده بدست آورم ، بدون هیچ اظهار نظری ترجمه مطالب سایت را تقدیم به دوستاران تمدن ایرانی - سومری میکنم. ف. عباسی .

ترجمه از سایت مرجع:

قدیمیترین مجموعه قوانین شناخته شده جهان ، که حدود 300 سال قبل از مجموعه قوانین حمورابی نوشته شده است، مجموعه قوانین اورنامو سر سلسله اور سوم است. هنگامیکه در سال 1901، این لوحه مجموعه قوانین یافت شد، هنوز قوانین حمورابی (1792-1750 قبل از میلاد) بصورت قدیمیترین قوانین معرفی میشدند.

ولی حالا کهن ترین مجموعه های قوانین شناخته سومری بصورت ذیل میباشند :

الف- قوانین شهر اشنونا Eshnunna ( با زمانشناسی 1800 قبل از میلاد) .

ب- قدیمیتراز آن  قوانین شاه لیپیت- اشتارLipit- Ishtar از سلسله Isin ایسین ( با زمانشناسی 1930 با زمان شناسی 1930 قبل از میلاد).

ج- کهنتر از آن قوانین بابلی کهن به زبان سومری رونوشتهای مختلف از جمله قوانین حمورابی ( با زمان شناسی 1700-1900).

از مجموعه قوانین اور نامو سر سلسله اور سوم 26 قانون از 57 مورد آن قابل استفاده هست، . استوانه گلی این مجموعه قوانین اولین رونوشت یافت شده است، که در اصل شامل تمام مجموعه قوانین اورنامو است، و آن کهن ترین مجموعه قوانین شناخته شده جهان است. بعلاوه این کتیبه در حقیقت برای اولین بار نام اور نامو را نامور میکند.



پیشگفتار

کتیبه

".... پس از آنکه An و انلیل سلطنت ناننا Nanna را در "اور" بنا نهادند.، در آن زمان اور نامو فرزند نین سون Ninsun زاده شد. از این مادر محبوب، او بدنیا آمد، تا بر پایه های راستی و دادگری ... ( جهان آرائی کند.) . سپس اورنامو پهلوان زورمند ، شاه اور، شاه سومر و اکد، به قدرت Nanna ، سرور شهر ، و برابر سخن راستین Utu ، کلام حق را درزمین مستقر کرد؛ او ناسزاگوئی را ( ازمردم) دورکرد، جنایت ، خشونت زورگوئی و نزاع را بین مردم برانداخت، و هر ماهه برای معبد 90 bur ( جوال ، بار واحد وزن سومری) غله 30 گوسفند ، 30 sila ( واحد اندازگیری مایعات ، احتمالاً تلفظ "چیله " باید درست باشد. زیرا این کلمه در بختیاری معانی دهان مانند، و راه درونی را دارد . م) روغن برای مخارج  معبد برقرار کرد. او از برنز sila واحد اندازگیری طول ( احتمالاً gaz ) را ساخت. او واحد وزن معیار را یک mana " من"( man در گویش های شمال خلیج فارس و سایر نقاط ایران واحد وزنی است ، که با توجه به معیار و مبانی محل های مختلف در حال حاضر از سه کیلو تا 7 کیلو و احتمالاً بیشتر متغییر است . دلیل این تغییر ات اندازه اجزاء تشکیل دهنده "من " مانند "گن"هستند، که باعث این تغییرات میشوند . زیرا یک "من" از 60 "گن"، یا بقول غربی ها "شیکیل" درست میشود. خرمای ناصریه عراق یا اور باستان که خرمای ریزی است ، در حالت کهنه شده و چروکیده هر دانه حدود 4/6-6/5 گرم بطورمعمول و زن دارد. ولی وزن" من "معیار اور سومری از 480-530 گرم وزن متغییر است . اما "من جنوب که عمدتاً من شاهی نامیده میشود حدود 7 کیلو است. خرمای دشتستان حدود 2/11- 4/12 گرم و خرمای درشت برازجان 20- تا30 گرم و بیشتر وزن دارند . مشخص نیست ، این معیار انتخاب "گن" برای استفاده از خرما در ساختن "من" معیار در چه وضعیتی از تکامل میوه خرما نظیر حالت "خارَک" رطب، خرمای رسیده ... بوده است، یا معیار من تبریز که آن هم باید 60 "گن" باشد ، از چه : میوه یا مبنای دیگری سا خته شده است، در اصل باید از تقسیم وزن من به عدد 60 وزن "گن" بدست آید. در همین گویش ها نشانه جمع بجای "ها" در فارسی تنها "آ" است در نتیجه mana معنی چند" من" را دارد.) و سنگ وزنه یک gin2 ( گند، یا گن در گویش های شمال خلیج فارس سه معنی دارد: واحد شمارش دانه خرما است ، واحد شمارش دانه های گوشت قورمه شده هم وزن یک دانه خرماست، و بمعنی بخیه زدن و دوختن است. ولی در سومری برای شمارش یک قطعه یا تکه طلا یا نقره با وزن معیّن استفاده میشد . بنظر میرسد در ایران هم، وزن 13/8 گرم یک سکه طلای رسمی که تقریباً برایر یک دانه خرمای دشتستان ؟ بوشهریا یک "گن" دوره شاه شولجی است، و سایر واحدهای وزن مرتبط ،نظیر مثقال و غیره تابع این معیار قدیمی هستند. تحقیقی در این زمینه برای تایید این حقیقت ضروری است.)

او سنگ معیار برای ساخت"من" را ، از یک "گن" نقره برای درست کردن وزنه های معیار ساخت. "گن" معیار، دور از دسترس مردم بود، دور از دسترس ثروتمندان بود؛ دور از دسترس قدرتمندان بود، دور از دسترس مردم یک"گن" دار (فقیر) و یک " من" دار (دارا)بود.

( یک من از 60 "گن" ساخته میشد.).



مواد قانون اورنامو:

1. اگر کسی مرتکب قتل عمدی کسی شود، آن قاتل باید کشته شود.

2. اگر کسی دزدی کند، او کشته خواهد شد.

3. اگر کسی آدم ربائی کند، او در بند خواهد شد، و 15 "گن" نقره ( جریمه) میپردازد.

4. اگر یک برده با کنیزی ازدواج کند، وآن برده آزاد گردد، او نمی تواند، خانواده خود را رها کند.

5. اگر یک برده یا کنیز با یک زن یا مرد محلی( آزاد ) ازدواج کند، آن زن یا مرد بیش از مالک برده یا کنیزحق داشتن فرزند نخست پسررا دارد.

6. اگر مردی به حق دیگری تجاوز کرد، و نامزد مرد جوانی را ازاله بکارت کرد ، آن دو صاحب حق ، تجاوزگر را خواهند کشت.

7. اگر همسر یک مرد، پی یک مرد دیگر رود، و با او همبستر شود، آن زن را مثله خوهند کرد، ولی مرد زانی آزاد میشود.

8. اگر کسی با قهر وزور وارد شود، و کنیزمرد دیگری را ازاله بکارت کند، زانی باید 5 "کن" نقره ( به مالک ؟ خسارت) به پردازد.

9. اگر یک مرد اولین زن خود را( که دختر به خانه او آمد .) طلاق دهد، او باید یک "من" نقره به او به پردازد.

10. اگر آن زن ( قبل از ازدواج با او) بیوه بود، او باید (تنها) نیم "من" نقره به او به پردازد.

11. اگر مردی بدون هیچ عقدازدواجی با زنی بیوه همبستر شد،او نیازی ندارد ، به او هیچ وجهی بپردازد.

12. ...

13. اگر مردی متهم به جادوگری شد، او باید با (غرق شدن؟) در آب بیگناهی خود را ثابت کند. اگر بی گناهی خود را ثابت کرد. متهم کننده او باید 3 "گن" نقره؟ بپردازد.

14. اگر کسی زن مردی دیگر را به زنای محصنه متهم کرد، واز آزمون مشقت بار (غرق در) رودخانه بی گناهی او ثابت شد، پس آن کس که اورا متهم کرده بود، بایدثلث یک "من" نقره ( خسارت) به او بپردازد.

15. اگرنامزد دامادی( قاصد ازدواج)، به خانه پدر زن آینده اش ( به قصد ازدواج ) وارد شود، (و نامزد شوند)، ولی پدر زن آینده اش، دخترش را به مرد دیگری بدهد. پدر دختر باید به مرد اول ( که نامزدی او را بهم زده است.) دو برابر مبلغ هزینه های جشن نامزدی و هدایای آن مرد را بپردازد.

16...

17. اگر یک برده از محدوده شهر (مالک خود) فرار کند، و کسی اورا (دستگیر) و برگرداند، مالک باید دو "گن" نقره به کسی که برده را برگردانده است، بپردازد.

18. اگر کسی چشم دیگری را کور کند، او باید بوزن نیم من نقره، به او ( غرامت) بپردازد.

19. اگر کسی پای کس دیگری را بشکند، او باید 10 "گن" نقره (غرامت) به او بپردازد.

20. اگر کسی ، در جریان یک زد و خورد، عضو دیگری (مانند ران دست ..) را با چماق در هم کوبید، او باید یک "من" نقره به او غرامت بپردازد.

21. اگر کسی بینی دیگری را با کارد مسی برید، اوباید دوسوم یک من نقره بپردازد.

22. اگر کسی دندان دیگری را بشکند، او باید دو "گن" نقره بپردازد.

23. ..

24. [... ] اگر او برده نداشته باشد، او10 "گن" نقره می پردازد. اگر او نقره نداشته باشد. از اموال دیگرش غرامت را می دهد.

25. اگر زن برده کسی ، خود را با همسر مالک برابر دانست، و جسورانه با آن بانو سخن گفت، باید دهانش با یک کورت ( نیم لیتر) نمک پرکردد.

26. ...

27. ..

28. اگر کسی بعنوان شاهد( در دادگاه) حاضر شد، و شهادت دروغ او فاش شد، او باید 15 "گن" نقره بپردازد.

29. اگر کسی بعنوان شاهد( به دادگاه) احضار شد ، ولی شهادت خود را انکار کرد. باید ،  به اندازه ارزش دعوا(ی مطروحه در آن دادگاه ) غرامت بپردازد.





31. اگر کسی مزرعه دیگری را غرق آب کند ( به آب به بندد)، او باید 3 کور kur ( وزن، واحدی در کشاورزی) برای هر iku ( واحد سطح) از مزرعه غلّه ( به خسارت دیده ) بدهد.

32. اگر کسی یک مزرعه قابل کشت را به کسی برای زراعت و کشت وا گذاشت، و او آنرا کشت نکرد، و آنرا لم یزرع کرد، ان کس ( که مزرعه را بایرکرده است) باید برای هر "ایکو " سه "کور" غله بپردازد.



شاد باشید.

ه‍.ش. ۱۳۸۹ تیر ۲۱, دوشنبه

صورت های اصلی و ترجمه جدیدی از آنها برای پیشوند های im-ma وغیره

به مثالهای سومری ذیل دقت شود:


به نمونه عبارات ذیل ازفصل چهارم کتاب The grammar of perspective" by Christipher Woods.volume 32 brill Leiden. Boston 2008.chapter four ,imma- and immi- p165-167.[182]-[190].

همراه با ترجمه پیشنهادی ما بر اساس گویش های فارسی شمال خلیج فارس توجه فرمائید:

1- عبارت [182]:

a im-ma-tu5. na-ma. im-ma-su-ub a $en-dili2 kug-ga. im-ma-tu5. na-ma.

bur babbar-ra im-ma-su-ub-u5 ze2-ba bur-ra. im-ma-$e$4 (tug2)pala3 na-ag2 Ga-$a-an-an-na a im-ma-tu5, im-ma-mu4.

ترجمه از کتاب بالا: " من خود را شستم. من خودراصابون زدم ، من خود را با آب ابریق مقدس شستم. من خود را با صابون قدح سفید صابون زدم. من خود را با روغن ناب قدح تدهین کردم. من لباسی برازنده پوشیدم. ". مرجع DzIn C 3-7

همانطور که مشاهده میشود، تمام افعال صرفاً بدلیل نشانه پیشوندی i از im-ma به قرینه تشابه آن با نشانه i3 ابداعی پوبل ، و به تبعیت ازروش او ماضی ساده ترجمه شده اند. ولی ترجمه هم چندان ارتباط محکمی با متن ندارد. با وجود این، کوشش ما هم برای ترجمه کامل در مواردی با تردید روبرو است. زیرا ما نیز در اینجا از مفهوم دقیق tu5 وچند نشانه دیگرمطمئن نیستیم. توجه گردد، افعال در اینجا عموماً بصورت فعل مرکب آورده شده اند. ومثلاً همان گونه که در فارسی مصطلح است، فعل "گفتن" گاهی بصورت " به حرف آمدن" بشکل فعل مرکب همان مفهوم را دارد.

آوا نویسی وترجمه ما بر اساس گویش های شمال خلیج فارس:

a که میتواند، فعل امری اول شخص مفرد بصورت " بیا" هم ترجمه شود.و بمعنی بله ! ( حالت تاکیدی و پرسشی بمعنی "آیا "را دارد.) im-ma-tu5(?) داخل( آمد؟) می آمد؟( در اینجا با وجود تردیدما هجای tu5 برابر گویش های بالا " اطاق، داخل خانه .. تصور شده است." na-ma نیامد. برای شستشو در حوض(؟) مقدس می آمد.im-ma آیا بداخل می آمد؟ na-ma نیامد. bur utu-rah (درست) از(غروب) بریدن آفتاب (؟) bur-ra-u5- ze2(u5 در فهرست لغات سومری در تمام مدت شب، ترجمه شده است. ما نیز با تردید پذیرفته ایم.) (درست) تا بریدن شب( بامداد) تمام شب (؟)، im-ma-$e$4-(tug2) pala-na می آمد روسری ؟ گیسوان خود راشسته (؟) nik2-ga $a-na-an-na آنرا بخوبی فشرده(خشک میکرد)، im-ma-tu$ (پس از آن) بسرعت داخل می آمد.

2- [183] :



mu-lu nu tuku-gim tug2 dili-a i[m-ma-]an--mu4 [e2-kur] e2 (d)Mu-ul-lil2-la2-$e3 giri3-ni dili mu-un-gub.

مانند یک سائل (فقیر)، (اناننا) تنها با یک لباس ساده ، خود را پوشانده وتنها در معبد انلیل ، بسوی معبد اِکور قدم زد( آمد).

ترجمه ما:

mu-lu nu duku-k/ge18 tug2 dili-a i[m-ma-]an-mu4 [e2-kur] e2 (d)Mu-ul-lil2-la2-$e3 giri3-ni dili mu-un-gub.



چون فقیری بر خود یک لا پارچه (مندرس) می پیچید، (و به) داخل می آمد، ( بداخل) معبد اِکور ایلو، ایلو بزرگ همه،(به معبد خدای) خود قدم می نهد، (و) تنها ( به عبادت) می ایستاد. مرجع InD 181-182..



3- [183]:

nin-mu ur2 kug-ge a im-ma-tu5-tu5 (vars. a mi-ni-in/ib-tu5-tu5)

ur2 lugal-la-še3 a im-ma-tu5-tu5 ur2 dI-din-dDa-gan-še3 a imma-

tu5-tu5 kug dInana-ke4 naga im-ma-an-su-ub-be2



ترجمه از کتاب بالا:" بانوی من شیر های مقدس ( اناننا) اش را تمیز میکند. آنها را بخاطر شیر های شاه تمیز می کند؛ او آنها را بخاطر شیر های " ایدین داگان" تمیز میکند. اینانا خود را با صابون تمیر میکند. مرجع کتیبه A 182-185 IdDgn.

ترجمه ما:



munus-ku-mu ur2 kug-ge a im-ma-tu5-tu5 (vars. a mi-ni-in/ib-tu5-tu5)

ur2 lugal-la-še3 a im-ma-tu5-tu5 ur2 dI-din-dDa-gan-še3 a imma-

tu5-tu5 kug dInana-ke4 naga im-ma-an-su-ub-be2



ترجمه پیشنهادی ما:

آن مشفق من ، ستون های(؟) مقدس اطاق ها (؟) را ، بله ! بنا می نهاد. (بله! می نهاد/ برای اطاق ها )، ستون های سرورش را بله! برای اطاق ها بنا می نهاد. ستون های " ایدین داگان "( نام یکی از شاهان سومری نو- م) خود را ، بله ! برای اطاق ها بنا می نهاد . همه (ستون های ) اینانای مقدس را، فوراً برای اطاقها بنا می نهاد. ( این ترجمه نیز در مورد ur2 بمعنی ستون یا پی بنا و به تعبیر کتاب "شیر" و tu5 بمعنی "اطاق" تردید آمیز است.).

4- [185]:



i-bi2-mu šim-bi-zid mi2 im-ma-ni-dug4 (vars. mi2 um-ma-nidug4,

mi2 mu-na-ni-dug4) sag-ki-mu men-dalla mi2 im-mani-

dug4 (var. mi2 um-ma-ni-dug4) a2-1-kuš3 (var. a2-1-kuš3-mu)

u5-šim gišeren-na-ka mi2 im-ma-ni-dug4 (vars. mi2 um-ma-nidug4,

mi2 mu-na-ni-dug4) murgu2-mu tug2-du8 gada-du8-a mi2

im-ma-ni-dug4 (vars. mi2 um-ma-ni-dug4, mi2 mu-na-ni-dug4)



ترجمه کتاب:

من چشم هایم را به سرمه آراسته ام . من پیشانی خود رابا تاجی مرصع آراسته ام. من جلوی بازوان خود را به روغن وعطر کاج آراسته ام. من شانه های خود را با موی ... آراسته ام. مرجع (Römer 2001: 197 II. B 31-34)



ترجمه ما:



i-bi2-mu šim-bi-zid mi2 im-ma-ni-dug4 (vars. mi2 um-ma-ni dug4,

mi2 mu-na-ni-dug4) sag-ki-mu men-dalla mi2 im-ma-ni-

dug4 (var. mi2 um-ma-ni-dug4) a2-1-kuš3/ka$ (var. a2-1-kuš3-mu)

u5-šim gišeren-na-ka mi2 im-ma-ni-dug4 (vars. mi2 um-ma-nidug4,

mi2 mu-na-ni-dug4) murgu2-mu tug2-du8 gada-du8-a mi2

im-ma-ni-dug4 (vars. mi2 um-ma-ni-dug4, mi2 mu-na-ni-dug4)



چشم من! کنارستان آباد باد!. سخن میماند؟ ( گونه های دیگر عبارت: سخن میماند؟، سخن ها میمانند؟)(ای!) سرور سرزمین من!درون روشن است. سخن می ماند؟( گونه دیگر:سخن میماند؟) ای قادر! 1 بار(بگو) ( گونه دیگر: ای قادر!1 بار بمن" بگو" ) ( آیا) سخن چوپان کنارستان آن درختان سدر میماند؟ ( گونه دیگر: سخن میماند؟ سخن میماند؟) خالق من !

انبوهی پارچه کتان ذخیره شده اند. سخن میماند!( گونه دیگر: سخن می ماند. سخنان میمانند.).



5-[186]:



[186] id2 kug-ga-am3 munus-e id2 kug-ga-am3 a im-ma-tu5-tu5 (var.

‹a› im-ma-ni-tu5-tu5) ‘The river is pure—the woman bathed in

the river that is pure’ (EnlNl 23).

ترجمه کتاب:" رود خانه پر آب است. آن بانو در آن رودخانه پرآب استحمام کرد. مرجع :

(EnlNi 23).



ترجمه ما:((در) آن رود مقدس ، آن حافظ( تیمارگر) آن رود مقدس ، آب را به (همه) جای (رود) می آورد. ( گونه دیگر: <آب> در( همه جای) داخل رود می ماند. [ در اینجا im-ma-ni معادل فعل ماضی استمراری"می ماند." گویش بختیاری است.].



6- [186]:

[187] dEn-ki-ke4 igi-ni im-ma-an-sig7-sig7 gidru šu bi2-in-du8 dEnki-ke4

dUttu-ra giri3 im-ma-an-gub.

ترجمه کتاب:

انکی( در ظاهر یک باغبان) چهره اش را زیبا ساخت، و یک تعلیمی در دست گرفت. انکی آفتاب را رهسپار کرد.( به کار انداخت ؟). مرجع: (Enk Nh 167-168). آنچه در کتیبه داده شده است،igi-ni imma+ sig7 احتمالاً یک بازی خوانش ادبی را شامل میشود، برای مثال , او صورت خود را سبز کرد.(سبز شدن، کنایه از خود را بنادانی زدن)توضیح از نویسنده کتاب است.م



ترجمه ما:



dEn-ki-lil2 igi-ni im-ma-an-sig7-sig7 gidru šu bi2-in-du8 dEnki-ke4

dUttu-ra giri3 im-ma-an-gub.



ایلو بزرگ همه ، از ابتدا آنها( ستارگان؟) را، (مانند)، سنگ (روی) سنگ می اندازد( میچیند.).(و به این صورت) همه آنها انبوه شدند. ایلو بزرگ همه ،( آن) ایلو، آفتاب را فروزان کرداست، ( و) راه می اندازد.

همانطور که دیده میشود. در اینجا im-ma-an-ra2 برابر عبارت iw-wa-an-ra در گویش بختیاری معنی فعل مرکب "راه انداختن" را دارد. فعل "کردن یا کراتن" آریائی جایگزین فعل " وندن" سومری و لری در اغلب افعال مرکب شده است. یا im-ma-an-sig7-sig7 معادل عبارت بختیاری iw-wa-an(d) seng-seng بمعنی " سنگها را بنا می نهاد. ( رویهم انبوه میکرد)".است.

7-[188]:

[188] ka5-a kuš-ni 1-am3 im-ma-an-peš5-peš5 ⎡siki⎤?-ni 1-am3 imma-

an-bur2-bur2 igi-ni 1-am3 šimbi2 bi2-in-gar



ترجمه کتاب:" روباه ابتدا پوست خود را تدهین کرد، سپس خز(؟)خود را تکانید. آنگاه به چشم های خود سرمه کشید. مرجع(EnkNh 228-230).



ترجمه ما:



lulu-a kuš-ni 1-a-an im-ma-an-peš5-peš5 ⎡siki⎤?-ni 1-a-an im-ma-

an-bur2-bur2 igi-ni 1-a-an šim bi2 bi2-in-gar



لولو را کشتند، 1- او فش فش می اندازد(می کند). پوست ؟ کندند.1- او بِربِر ( چشم غره ) میکرد. او ابتدا بایداز سوراخ خود ( عاقبت ) کاررا درست بکند. ( ترجمه با اندکی تردید در عبارت آخر همراه است.).



8-[189]:

[189] har kug-sig17 šu-ga2 im-mi-du3 za-gin3 di4-di4 gu2-ga2 im-mi-si



ترجمه کتاب:

من دستبندی زرین به دستم کردم. دانه هائی از لاجورد رشته کردم، به گردنم آویختم. مرجع

(Dzln C 16-17)



ترجمه ما:

[189] har kug-gi4 šu-ga2 im-mi-du3 za-gin3 di4-di4 gu2-ga2 im-mi-si



هراقدام نیک، از دست توانمند( بر) می آید. دانه های ( سنگ زاج) لاجورد قدرت( ناشی از) ثروت او را می آورد.



9-[190]:



[190] e2-e en ba-gub la-gal ba-gub me-e šu si im-ma-sa2 dA-nun-na

u3-di-de3 im-ma-šu4-šu4-ge-eš2



ترجمه کتاب: کاهن بزرگ ، برای پیشنمازی معبد می ایستد. و نماز گذار "لاگال" با هم در ( صف پیشین) بصورت جمعی برای انجام کامل هرچیز ( که او میگوید) می ایستند. انوناکی همراه آنها با شگفتی به نظاره می ایستد.

(Gudea Cyl. A xx 21-23)

ترجمه ما:

[190] e2-e en ba-gub la-gal ba-gub me-e šu si im-ma-sa2 dA-nun-na

u3-di-de3 im-ma-šu4-šu4-ge-eš



معبد عظیم،(که ساخت آن) بعهده من(بود) تمام شد.( ساخته شد) صحن بزرگ آن تمام شد. (درمعبد) اندرز ایلو ( خدای) روزی رسان می آمد، و دین پذیر(ان) همه دسته دسته (شانه به شانه؟) می آمدند.( به معبد می آمدند.). ( مرجع کتیبه استوانه الف از گودا سطور 21-23).

تذکر:درعبارت ذیل

که از دو کلمه جمع" گِش" بمعنی "همه" و دوچندان سازی هجا های سوم و چهارم بمعنیim-ma-šu4-šu4-ge-eš

"گروه گروه" در عبارت استفاده شده است. بنظر میرسد. کاتب کتیبه از آن جهت که عبارت را بصورت جمع و کامل دیده است ، دیگر نیازی به آوردن صامت مستقلی مانند /n/ پس از ریشه فعل برای حالت جمع شخص ندیده است .

لطفاً مطالب را دنبال نمائید.

شاد باشید دوستدار شما ف.عباسی

ه‍.ش. ۱۳۸۹ خرداد ۴, سه‌شنبه

نمایش پرده صلح سومری

در اینجا با هدف آشنائی پارسی زبان پانل یا پرده صلح سومری را ترجمه و تالیف نموده ام و تقدیم دوستداران تمدن ایرانی می نمایم
پرده صلح سومری





از آنجا که ما در بخش نخست پرده کامل جنگ سومری را مشاهده کرده ایم ، نیازی به گفتن نیست، که شاه سومری پس از پیروزی درجنگ در انتهای پرده جنگ با ارابه اختصاصی به مقر خود بازمیگردد.

در جهت تکمیل مطالب قبلی گفته های دکتر کاترین بولمن را اضافه میکنیم .

دکتر کاترین بولمن میگوید: " ودرست اکنون ما به صلح نزدیک میشویم. شما به دشمن شکست خورده روی زمین در تصویر زیر نگاه کنید. یک لحظه غرور انگیز برای یک ارابه ران جنگاور را ترسیم میکند. ارابه شاه با دو ارابه دیگر متفاوت است.


چند لحظه دقت کنید، بنظر شما ، اجزاء جعبه چگونه ساخته و به هم پیوند شده اند.

ما میدانیم که این جعبه جنگ وصلح در حجمی مناسب ساخته شده است، که قابل استفاده برای زمانی بسیار طولانی باشد. سنگهای آبی سنگ لاجورد هستند، برخی قسمت های سفید اسب ها از صدف پوشش داده شده اند. رنگ سرخ جعبه با سنگ مرمر سرخ تزئین شده است.تمام این مصالح در پرده صلح هم مانند دیگر بخش های جعبه با یک چسب سیاه رنگ روی جعبه چسبانده شده اند.که به آن قیر میگویند. این جعبه بصورت شکسته شده یافت شده است ، و آنرا بصورت اول بازسازی کرده اند.

واین اولین تصویر ازنزدیک ( close up) این جعبه است.

... شاه جنگاورفاتح از سمت چپ پانل صلح با سران شکست خورده اسیر به خانه برمیگردد . نجات یافته گان از مرگ به شاه فاتح پیشکش میدهند.".

در پانل صلح در ردیف بالا در سمت چپ شاه فاتح بر کرسی نشسته است .ودر اطراف او درباریان در رفت آمدند. در مقابل او سران شکست خورده؟ و درباریان در مجلس ضیافت شاه برای مذاکرات صلح حضور دارند. اسرا قید وبندی ندارند. و رامشگران در سمت راست ردیف بالا به رامشگری مشغولند. زیرا شاه با دشمنان شکست خورده خود به توافق رسیده اند.

ابزار های موسیقی سومری و رامشگران


علاوه بر آداب ورسوم سومری ها در مورد مراسم صلح ، که قابل توجه است ، آنچه دراینجا بیشتر برای ما جذابیت دارد، تصاویر غرامت های جنگی است. تشابه ماهی ها، و خوشه های خرما و سایر غرائم با کالای مشابه آن در شمال خلیج فارس حتی اسم یکی از ماهی ها که در سومری suhur برابر" سُهر" بمعنی " سرخ"  و suhur-ma$-hu6 بمعنی " ماهی سُهر وش ؟" -( مرجع فرهنگ لغت سومری دانشگاه پنسیلوانیا زیر کلمه suhur .)در گویش - ب مانند کلمه " سیاوش" که معنی " ساه رنگ" را دارد. دراینجا هم "سُهر وش " ، با ماهی "سرخو" معنی " سرخ رنگ" را دارد..( بنظر میرسد ، این ماهی همان ماهی" سرخو حّرا " با نام انگلیسی mangrove red snapper یا ماهی " سرخو" معمولی است . مرجع ماهیان جنوب ایران. 1380  صفحات 184و189 نشرنقش مهر.تهران) مثلاً درگویش های شمال خلیج فارس " سُهر" بمعنی " سرخ" و "سُهرو" ، " سرخو" و در فارسی نوین " سُهراب" معنی " سرخ مانند" را دارد. واین ماهی به همین نام هنوز هم مشهور است.

ماهی سرخو یا سُهر سومری


در ردیف میانی و پائین تصویر پرده صلح انواع غرامات جنگی از قبیل کنیز وغلام گوسفند، گاو،اسب ، الاغ خرما،ماهی، موادغذائی، پارچه ، فرش وغیره است، که میتواند ، مبنای مستندی برای محققین مختلف باشد. این غنائم بوسیله اتباع سران شکست خورده به دربار شاه فاتح "اورنامو" آورده میشوند. متاسفانه کتیبه های این شاه فاتح این واقعه را ثبت نکرده اند. وما اطلاعات بیشتری از این جنگ وگروه شکست خورده در دست نداریم. ولی با توجه به لباس حمل کننده گان کالا و سایر نشانه ها می توان حدس زد ، که گروه مغلوب باید سومری باشند. اما آنچه مهم است، آن است، که این جعبه بخوبی آداب و رسوم مردم چند هزار سال پیش را برای جنگ وصلح با جزئیات زیادی برای ما به یادگار نهاده است. و دست آویزی برای پژوهش های بعدی قراهم کرده است.

بنظرمیرسد، در دو سوی دیگر جعبه تصویر زیر که مانند مانیتور وصفحه کلید یک کامپیوتر امروزی است، قراردارد.(اما چون درتصویر کلی جعبه این تصویر نشان داده نشده است، این سوال بی پاسخ مانده است، که آیا این تصویرروی جعبه وجود دارد، یا یک تصویر تخیّلی است ؟)
تصویر ابزارهای محاسباتی سومری ها


این ابزاراحتمالاً وسیله ای کامل تر از یک "چرتکه" را نشان میدهد، که از دو چرتکه افقی " صفحه کلید" برای محاسبات خرد، و چرتکه ایستاده ( مانیتور) برای محاسبات مجموعه ها ی چرتکه افقی کاربرد داشته است. در سومری برای هر نوبت محاسبه از کلمه a-ra2 که " نوبت ، یا مرتبه" ترجمه شده استفاده میشود . ولی درگویش های شمال خلیج فارس a-ra معنی " بیا  برو" را دارد، که بنظر می رسد ، منظور هر بار حرکت مهره های چرتکه برای محاسبه یک عدد باشد.
بازرسان سومری کنترل کیفیت  غنائم جنگی


تصویری   از غنائم جنگی


تصویر دیگری از غنائم جنگی


در اینجا برای هم وطنان و پارسی زبانان محقق جهان وسایر دوستداران زبان و تمدن ایران درکشور های دیگر بویژه مردم فرهیخته شمال خلیج فارس نظیر: خوزی ها ، لر ها ، بختیاری ها، .. و سایر مردم مانند: مشهدی ها، نیشابوری ها ، کاشمری ها، کرمانی ها، گیلک ها، مازندرانی ها ، آذری ها و دیگران که هنوز گویش باستانی خود را بیاد دارند. بلیل اینکه، من اکنون حدود هفتاد سال سن دارم ، و شاید نتوانم ، یافته های خود را تماماً در باقی عمر عرضه کنم. از این رو، بعنوان یک نوآموز خاضعانه این پیام را دارم ، که ملیون ها کتیبه سومری از اجداد نخستین ما وجود دارند، که در انتظار خوانش درست این زبان توسط فرزندان کنونی آنها هستند.

با پژوهش بیشتر و دقیق زبان سومری و مقایسه آن با گویش یا زبان خود به تمدن و فرهنگ بالنده سرزمین خود خدمت کنید. و کار های عرضه شده در این وب سایت ها را حتی با بهبود و ارتقاء آنها به زبان کشور های میزبان خود ترجمه و به دنیا معرفی کنید و بدانید، که بیاری خدا میتوانید، با تلاش وکوشش بیشتر ، افتخار ثبت نخستین فرهنگ و تمدن باشکوه بشری اجداد خود را در جهان، بنام میهن خود در جهان پایا و استوار کنید. انشا الله. لطفاً مطالب را دنبال کنید.

. شاد باشید.